ساکنان محلهای آرام در ساری، بریتیش کلمبیا، بار دیگر با شنیدن صدای شلیک گلوله در ساعات اولیه یکشنبه شوکه شدند. این حادثه، که رد دو گلوله را بر روی نردههای فرفورژه یک عمارت مجلل بر جای گذاشت، موجی از نگرانی را در میان اهالی به راه انداخته و به بحث داغی درباره امنیت محله در ساری تبدیل شده است.
پلیس ساری روز سهشنبه تأیید کرد که این دومین بار در کمتر از دو هفته است که این خانه هدف چنین حملهای قرار میگیرد. هرچند تاریخ دقیق تیراندازی اول توسط پلیس فاش نشد، اما یکی از ساکنان محله اشاره کرد که حادثه پیشین حدوداً نُه روز قبل از این واقعه رخ داده بود. این تکرار حوادث، بر نگرانیهای امنیتی در پانوراما ریج افزوده است.
پس از تیراندازی نخست، پلیس اقدامات امنیتی را تشدید کرده بود. گروهبان لیندسی هوتون اعلام کرد که در راستای تحقیقات پلیسی، دوربینهای نظارتی پیشرفتهای بر روی برجکهای قابل حمل در مقابل این عمارت واقع در جاده کولتارد در منطقه پانوراما ریج نصب شده و حتی گاهی یک خودروی شاسیبلند پلیس ساری نیز در آنجا مستقر میشد. این تدابیر، بخشی از بررسیهای پلیس در مورد حادثه قبلی شلیک گلوله بود.
در حالی که روز دوشنبه دوربین نظارتی و یک خودروی پلیس بدون سرنشین در محل دیده میشدند، هوتون تأکید کرد که در زمان وقوع تیراندازی دوم در ساعات اولیه یکشنبه (حدود ساعت ۳ بامداد)، تنها دوربین فعال بوده و خودروی پلیس در محل حضور نداشته است. او در ایمیلی تأیید کرد: «میتوانیم وقوع حادثه تیراندازی در خارج از یک اقامتگاه در بلوک ۱۲۰۰۰ جاده کولتارد در حدود ساعت ۳ صبح یکشنبه را تأیید کنیم.»
جالب اینکه پلیس تا ساعت ۸:۳۰ صبح همان روز یکشنبه، یعنی چندین ساعت پس از وقوع حادثه که منجر به خسارت به ملک شده بود، از آن مطلع نشده بود. خوشبختانه این تیراندازی هیچ مصدومی نداشت. با وجود عدم شناسایی مظنون یا انگیزهای مشخص، بازرسان معتقدند که این یک حمله هدفمند بوده است. هوتون افزود که هیچ نشانهای مبنی بر ارتباط قربانی با فعالیتهای مجرمانه وجود ندارد و پلیس از عموم میخواهد هرگونه اطلاعاتی را با آنها یا سازمان «کرایم استاپرز» در میان بگذارند. این رویداد بار دیگر بر اهمیت مشارکت جامعه در حل پروندههای جرم و جنایت تأکید میکند.
یکی از اهالی محله، پدری که روز دوشنبه مشغول پیادهروی با فرزند خردسالش در کالسکه و سگ گلدندودل خود بود، تعریف کرد که روز قبل از آن، شاهد حضور گسترده پلیس شامل هفت یا هشت خودرو و تعداد زیادی افسر در اطراف ملک بوده است. او جزئیات صحنه را اینگونه توصیف کرد: دهها نشانگر زرد رنگ پلاستیکی برای شواهد بر روی چمن جلوی نردهها و دو سوراخ گلوله با فاصله کمتر از یک متر که نردههای فرفورژه را سوراخ کرده بودند.
این پدر، که خود را تنها با نام کوچک دلبر معرفی کرد، از نبود اطلاعات رسمی پلیس درباره علت حادثه، نصب دوربینها و استقرار خودروی پلیس گلایه کرد. او با دیدن خودروهای پلیس نتوانسته بود از خود نپرسد: «چه خبر است؟ آیا من در امانم؟ خانوادهام در امنیت هستند؟ آیا بیرون بردن فرزندم برای پیادهروی بیخطر است؟» او تأکید کرد که حتی نصب دوربینهای نظارتی و حضور خودروی پلیس هم حس امنیت او را افزایش نداده است. «اگر قرار است چیزی را اینجا مثل یک مجسمه رها کنید، چه فایدهای دارد؟» این سؤال او بازتابدهنده نگرانی عمومی از ناکارآمدی تدابیر امنیتی و ناامنی شهری بود.
دلبر ابراز نگرانی کرد که عدم شفافیت پلیس در ارائه جزئیات تیراندازی، او را در ابهام نگه داشته است؛ آیا این سکوت برای جلوگیری از وحشت ساکنان است یا به دلیل عدم شناسایی عاملان؟ هوتون در پاسخ به این نگرانیها توضیح داد که «اغلب، به دلیل حساسیت تحقیقات، پلیس نمیتواند هر جزئیاتی را از طریق بیانیههای خبری منتشر کند، زیرا پوشش رسانهای گسترده ممکن است به روند تحقیقات لطمه بزند.» این اظهارات، بخشی از چالشهای پلیس ساری در برقراری ارتباط با جامعه را نشان میدهد.
هوتون تأیید کرد که دوربین در زمان تیراندازی روز یکشنبه فعال و در حال ضبط بوده است، اما پلیس «در حال حاضر نمیتواند جزئیات زیادی درباره محتوای ضبط شده ارائه دهد، زیرا تحقیقات در مراحل حساسی قرار دارد و انتشار اطلاعات بیشتر ممکن است روند پرونده را مختل کند.» او در پاسخ به این سوال که آیا حضور این دوربینها به عنوان عامل بازدارنده عمل میکند، گفت: «تریلر دوربین کاملاً مشخص و آشکار است. نمیتوانم در مورد کسی که شاید متوجه دوربین بودن آن نشود یا فکر کند خاموش است، نظر بدهم. اما اغلب مردم تصور میکنند که روشن است، و همینطور هم هست.»
همسایهای دیگر که نخواست نامش فاش شود، به نکته جالبی اشاره کرد: او شاهد بوده که پلیس حداقل پنج خودرو را از داخل ملک یدک کشیده است. این خودروها بعداً با دو ون مرسدس بنز که هر کدام نام یک کسبوکار مد مستقر در ساری را بر خود داشتند، در پارکینگ دایرهای بزرگ عمارت جایگزین شدند. این جزئیات، ابعاد جدیدی به معمای این خانه در ساری و حوادث کانادا میبخشد و کنجکاویها را درباره ارتباط این مکان با فعالیتهای تجاری افزایش میدهد.